قضاوت

پشت سرم حرف بود حدیث شد!

می ترسم آیه شود! ...

سوره اش کنند به جعل!

بعد تکفیرم کنند این جماعت نا اهل...

قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی .

کفش های من را بپوش و در راه من قدم بزن .

از خیابان ها، کوهها و دشت هایی گذر کن که من کردم .

اشکهایی را بریز که من ریختم .

دردها و خوشی های من را تجربه کن ...

سال هایی را بگذران که من گذراندم

روی سنگ هایی بلغز که من لغزیدم .

دوباره و دوباره برپاخیز و مجدداً در همان راه سخت قدم بزن .

همانطور که من انجام دادم …

بعد ، آن زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی.

 

/ 2 نظر / 35 بازدید
ستاره

بيتو معتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم...همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم...[گل]

علی

سلام سه خط اول خیلی خیلی جالب است به من هم سر بزن[گل]